على محمدى خراسانى

204

شرح رسائل (فارسى)

چه نيازى به تأسيس اصل داريم ؟ مىگوئيم : از اين اصل در موارد شك و ترديد بهره مىگيريم بيان مطلب : هنگامى كه به سراغ ادلّه رفتيم نسبت به پاره‌اى از ظنون از قبيل ظن قياسى مثلا يقين مىكنيم كه حجت نيست و نبايد بدان متعبد شويم و نسبت به بعض از ظنون از قبيل خبر ثقه و . . . هم يقين مىكنيم كه شارع ما را بدان متعبد ساخته ولى نسبت به بعض ظنون از قبيل اجماع منقول و شهرت فتوائيه و . . . شك مىكنيم كه آيا دليلى بر اعتبار آن داريم يا خير در چنين مواردى از آن اصل استفاده مىكنيم ، حال برگرديم به تأسيس اصل : آيا اصل اولى در باب ظن جواز عمل به ظن است مگر ظنونى كه با دليل باطل شده و يا اصل اولى حرمت عمل به ظن است الا ما خرج بالدليل ؟ در اين رابطه چند نظريه مطرح است : 1 - نظريهء مشهور : مشهور مىگويند : الاصل حرمة العمل بالظّن الا ما خرج بالدليل ، منتهى بحثى است كه آيا اين حرمت ، حرمت ذاتى است آن‌گونه كه به وحيد بهبهانى منتسب است و يا حرمت تشريعى است كما عليه المشهور و توضيح بيشتر خواهد آمد . مشهور كه مىگويند : عمل به ظن اولا و بالذات حرام است به حرمت تشريعى [ [ و تشريع دو معنا دارد : الف : ادخال ما ليس من الدين فى الدين ، ب : ادخال ما لم يعلم كونه من الدين فى الدين ما نحن فيه از همين قسم است ] ] به چهار دليل تمسك كرده‌اند : 1 - آياتى از قرآن : مرحوم شيخ به يك آيه اكتفا مىكنند و آن اينست : قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ، كيفيت استدلال : خداوند در اين آيه امور را دو قسم كرده الف : امورى كه خدا اذن داده به آنها از قبيل واجبات و محرمات مسلّمه اين امور را مىتوان به خدا اسناد داد ب : امورى كه خدا اذن